
خسرو صادقی
1- نگاهي كوتاه به گذشتهها
جشن نوروز از مراسم بسيار قديمي ايرانيان است. اين رسم كهن ايراني آن قدر در تاريخ پيش ميرود كه به افسانهها واسطورهها ميپيوندد و قدمتي پيدا ميكند در حد خود تاريخ پيدايي ملت ايران. ايرانيان شرقي به ويژه از وقتي كه وارد مرحله ده نشيني وكشاورزي شدند، در ميان مراسم جشنها و نيايشها به فراگرد تغيير فصول توجه خاصي نشان دادند ازآن جمله جشن هاي پاييزي يا مهرگان (ميتراكانه) و جشنهاي بهاري وتجديد حيات كشتزارها يعني نوروز بوده است. در ‹‹اوستا›› از نوروز نامي نيست ولي در ميان متون ديني، قديميترين منبع موجود كتاب‹‹بندهشن›› است كه به جشن ‹‹نوروز›› اشارهاي شده است .
سلطنت هخامنشيان براساس تساهل نسبت به عقايد وآراء ديگران بنا شده بود وبنابراين در پذيرش دانش وفرهنگ بيگانگان نيز مقاومتي نميكردند چنانچه، مبناي محاسبات تقويم خود را بر پايه دانش نجومي مصريان قرار دادند و براي نام ماهها از اسامي زردشتي سود بردند. در دوره اشكانيان نيز گاه شماري تركيبي از تقويم اوستايي ومصري بود و به هر حال دراين گاه شمارها جشنهاي نوروز و مهرگان براي خود جايي داشتند. در زمان ساسانيان جشنهاي نوروز با شكوه و رونق كاملتري انجام ميشد و پادشاهان اين سلسله در نوروز كه چند روز به درازا ميكشيد مراسم مختلفي به جا ميآوردند
بعد از ظهور اسلام با آنكه تغييرات مذهبي و سياسي فراواني در جامعه ايران صورت گرفته بود و بسیاري از عادات اجتماعي گذشته دستخوش فراموشي يا دگرگوني شده بود، درميان آن بخش از سنتهاي ايراني كه كه بعد ازاسلام نيز همچنان به حيات خود ادامه دادند ، يكي رسم نوروز بود كه به ويژه ازآن جهت كه با اصول و ضوابط دين هم تعارضي نداشت نه تنها با مخالفت خلافت اسلامي مواجه نشد بلكه بعد از گذشت زمان كه سادگي حكومت اسلامي جاي خود را به تشريفات قدرتمدارانه مقتبس از دربارهاي ايران وروم داد با حسن استقبال هم مواجه شد و به شكل يك آيين پر طمطراق درباري درآمد. ضمنا حاكميت عرب با استفاده از اين موقعيت جمع آوري ماليات را هم با جشنهاي نوروزي هم زمان كرد تا وصولي خزانه انجام گيرد و حتي ‹‹متوكل عباسي›› ازآن جهت كه نوروز با فصل درو و جمع آوري محصول فاصله زيادي داشت دستور داد آن را تا زمان برداشت كشت به تاخير اندازد كه روستاييان بتوانند مالياتهاي دولت را پرداخت كنند . با این همه برگزاري مراسم نوروز گاهي با مخالفتها و محدوديتهايي روبرو ميشد؛ چنانچه همين ‹‹متوكل›› برپايي آيين نوروزي – به ويژه اسب دواني – را در كوچه و بازار ممنوع كرد.
اما عليرغم اين محدوديتها وسختگيريها، نوروز همچون يك سنت استوار جاي خود را در ميان مسلمانان باز كرد اما با شكل ها و تغييرهاي گوناگون ودر قالب پنداشتهها و باورهاي متعدد مردمي:
1- گل آدم در نوروز سرشته شد. نوروز آفرينش انسان است .
2- آدم بهشتي، ازميوه ممنوع تناول كرد، لاجرم به پادافره آن گناه از بهشت رانده شد و روي زمين به ‹‹سرانديب›› فرود آمد و شريك جرمش ‹‹حوا›› به‹‹جده›› افتاد. آدم از كرده خود توبه كرد وبه درگاه خدا ناليد، خداوند براو ببخشود و بدينسان جفت او در زمين عرفات، در روز ‹‹نوروز›› به او باز گردانيد.
3- چون كشتي نوح بر ‹‹ جودي›› قرار گرفت آب كم كم پايين آمد ونوح پاي بر خاك نهاد، آن روز ‹‹نوروز›› بود.
4- روزي كه يوسف را از چاه، برادران بيرون كشيدند، ‹‹نوروز›› بود .
5- موسي، عصاي خود را برآب نيل (يا درياي سرخ ) زد وآب پس نشست وبني اسراييل ازآب گذشتند واز تعقيب وآزار فرعون جستند. آن روز، نوروز بود .
6- روزي كه دوباره، يونس نبي از دهان ماهي پاي بر ساحل نهاد، نوروز بود .
7- هنگامي كه خداوند انسان را آفريد همه ستارگان آسمان در برج ‹‹حمل/ فروردين›› جمع گشتند و چون كار آفرينش پايان آمد، خداوند ستارگان را فرمود تا به جايگاههاي خود باز گردند. آن روز نوروز بود .
8- بكتاشيان ‹‹نوروز›› را روز تولد حضرت علي ميدانند ومعتقدند كه امام در همين روز با فاطمه (س) ازدواج كرد .
9- شيعيان ميگويند پيغمبر در چنين روزي علي را به خلافت خويش برگزيد .
2- ريشه هاي نوروز
ژرژدومزيل عقيده دارد كه چون هند واروپاييان داراي زبان مشترك بودهاند بنابراين ميبايد داراي فرهنگ واساطير مشتركي هم بوده باشند با توجه به اينكه آيين نوروز به گونه اي كه ما در سرزمين خود داريم در ديگر اساطير هند واروپايي و هند وايراني باقي نمانده است بنابراين نظر زنده ياد مهرداد بهار درمورد اينكه نوروز را آييني پيش آريايي درنجد ايران ميداند درست به نظر ميرسد زيرا در اوستا كتا ب ديني ايرانيان پيش از اسلام كه قدمت آن به 600 تا800 سال پيش از ميلاد ميرسد نيز اشارهاي به نوروز نشده است وتنها در متون پهلوي دوران ميانه به نوروز وآيين هاي آن اشاره شده است . بنابراين آرياييها به هنگام مهاجرت ازدشت هاي اوراسي از جنوب روسيه فعلي به سوي نجد ايران با بخشي از باورها وآيين هاي بوميان اين سرزمين روبرو شدند وآنها را درخود جذب كردند و با باورهاي خود آميختند كه يكي از آنها نوروز بود.
آيين هاي نوروزي درميان اقوام وملل ديگر ازجمله بابليان ، هيتيان ، مصريان، يهوديان، مسيحيان و... از دير زمان وجود داشته است اين آيين ها بيش از هرچيز با مراسم قرباني كردن و نو كردن هاي رمزي ارتباط داشته است در آسياي غربي جشن سال نو جشن ازدواج مقدس الهه آب و خداي باروري بوده كه دراصل پيروزي ايزد آبهاي شيرين در كشتن غول آبهاي شيرين بوده است. آيينهاي نوروزي را با مراسم ‹‹تموز››، ‹‹آدونيس››، ‹‹آتيس›› نيز همراه كردهاند .جشن بهاري آدونيس در ابتداي عزا بوده كه ضمن آن مرگ آدونيس، خداي گياهان را يادآوري ميكردند اما درعين حال جشن شادي نيز بود زيرا خدا دوباره زنده ميشد... پيكره خدا كه مانند جسدي آن را كفن پوشانده بود برسرگور مي بردند وسپس آن را به دريا مي انداختند دربرخي جاها آيين دوباره زنده شدن خدا را فرداي روزآيين عزا برگزار ميكردند .
بنابراين آنچه اكنون درايران به عنوان نوروز و مراسم آن وجود دارد بازمانده آيين هايي است كه از دوران ورود آرياييان به ايران تا كنون باقي مانده است .در دوران هخامنشيان نشانه هايي از آيين نوروز دركاخ آپادانا درتخت جمشيد كه شاه دراين مراسم نمايندگان ملت ها واقوام گوناگون را به حضور ميپذيرفته وهدايايي ازآنها دريافت ميكرده وجود دارد. در دوران ساسانيان – به روايت آرتور كريستين سن- نوروز ازاهميت بيشتري برخوردار بوده و به همين دليل نام نوروز در ميان آهنگهاي زمان ساساني كه شاعران ايراني مانند نظامي و منوچهري آنها را ضبط كردهاند مثل نوروز، ساز نوروز، نوروز بزرگ و نوروز قباد آمده است.
آنچه از نوروز امروز درايران وجود دارد بخشي ازآيينهاي بازمانده از دوران پيش آرياييهاست كه پس از امتزاج با باورهاي آنان و پس از ايراني شدن در دوران پيش از اسلام با آميخته شدن با باورهاي اسلامي ممزوج گشته و به گونهاي كه هست دراين سرزمين وجود دارد .بديهي است اساطير وآيين ها در چرخشهاي تاريخي-جغرافيايي هميشه تغيير مييابند- ديگر اينكه ماه فروردين ماه فروهرها است. فروهرها گونهاي از روان آدمي يا نوعي همزاد آدميان هستند. هينلز ميگويد: همانگونه كه هر يك ازآفريدگان مادي يك اصل مينوي دارند انسان نيز خود آسماني دارد كه ‹‹فروشي›› يا فروهر اوست.
در ماه فروردين فروهرها به زمين ميآيند و در اطراف خانه خانوادهشان مي گردند آنها دوست دارند افراد خانواده و خانههايشان تميز ومرتب باشند تا براي آنان دعا وآرزوي بركت كنند اگر فروهرها خانه و كاشانهشان را پاكيزه نبينند ناراحت ميشوند و دعا و بركت ازآن مردم و خانه ها رخت ميبندد از اين روست كه از هنگام آمدن بهار در فروردين چراغ خانهها را روشن ميگذارند و يا در قديم مراسم آتش افروزي بر روي بامها انجام ميدادند تا راه فروهرها را روشن و تابناك كند. حاجي فيروز، راه انداختن دسته هاي نقابدار با صورتك هاي سياه را كه نماينده فروهر مردگان است تداعي مي كند. دكتر مهرداد بهار اعتقاد دارد: ‹‹حاجي فيروز بازمانده آيين بازگشت ايزد شهيد شونده يا سياوش است و چهره سياهش نماد بازگشت او در جهان و لباس سرخش نماد خون سياوش است و شادي حاجي فيروز شادي زايش دو باره كه رويش و بركت را با خود ميآورند است››. روز سيزده نوروز را هم باز در يك چرخش اساطيري پايان دوازده روز نماينده دوازده هزار سال آفرينش آيين زرتشتي ميدانند كه روز بعدش يك آشفتگي به وجود ميآيد كه به رستاخيز و نوشدگي ديگر ميانجامد سيزده نوروز با نوعي آشفتگي درديدگاههاي مسيحي (دروغ هاي اول آوريل) مطابقت دارد .
در انتها لازم است در مورد چهارشنبه سوري به نقل ازدكتر مهرداد بهار گفته شود كه جشن آتش افشاني را منسوب به دوران باستان ميداند و آتش روشن كردن را نماد گرم كردن جهان و زدودن سرما و پژمردگي و بدي از تن ميداند. در مورد اين كه چرا اين مراسم در شب چهارشنبه آخر سال صورت ميگيرد ايشان عقيده دارد شايد به خاطر عدد 4 و معرف چهار فصل بوده است.
آنچه سفره هفت سين را تزیين ميكند: سبزه نودميده و سنبل خوش بر و بو است. ‹‹سيب›› كه ميوهاي بهشتي نام گرفته که نمادي از زايش است؛ ‹‹سمنو›› اين مائده تهيه شده از جوانه گندم. ‹‹سنجد›› كه بوي برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق ودلباختگي است. ‹‹سير›› كه ازديرزمان به عنوان دارويي براي تندرستي شناخته شده است – دانه هاي اسپند كه نامش به معني ‹‹‹مقدس›› است و نيز شمع كه روشنايي و نامش آتش را به ياد ميآورد؛ تخم مرغ كه تمثيلي از نطفه و باروري است. كاسه آب زلال به نشانه همه آبهاي خوب جهان و ماهي زنده درآب به نشانه تازگي و شادابي .تاجيكيان در روزگاران گذشته در مراسم نوروز سفره هفت شين ميچيدند :1-شراب2-شير3-شيريني4-شكر5-شربت6-شمع7-شانه. در نوروز از ‹‹هفت ميم›› نيز سخن رفته است .
tavalodet mobarak hamsar khobam
emroz tavalod hamsare mane
tabrik golam
tavolodet mobarak
هرسال .... 22بهمن.....هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن از خودم مي پرسيدم چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟.... و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه .... تولد ت مبارک
يازدهم كفعمى در بلد الا مين فرموده اين دعاء حضرت صاحب الا مرعليه السلام است كه تعليم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ
خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد
وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ
و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است
الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ
محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام
وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ
و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند
الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى
چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد
فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ
كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب
الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ
الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت
السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ
همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
----
1_من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن....من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...
2_عشق عینک سبزی است که کاه را یونجه می بیند
3_چشم هایت وقتی دروغ می گویند زیبا تر می شوند اگر می خواهی زیباترین باشی همیشه به من بگو دوستت دارم
4_نیای روزی که رو لب باشه اهی/نه عشق باشه نه از من نگاهی /نیای روزی ببینی از غم تو/نمونده بر سرم موی سیاهی
5_بعضیا شیشه ای اند/بعضیا سنگن مثه تو/بعضیا زلالن و /بعضی دورنگن مثل تو
6_صبر یک فریب بزرگ است چون سالهاست با غوره ها کلنجار می روم ولی حلوا نمی شود!!
7_بهترین دوست اونه که ساعتها با اون روی یه سکو بشینی و حرفی نزنی،وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوهای دنیا رو داشتی
8_می دونی فرق قورباغه و بستنی چیه؟...................نه؟......................مراقب باش اشتباهی نخوریش!!!!!!!!!!!!!!!
متولد فروردین ماه
گل نخود شیرین ، دوربین ، نقره ، CD بازی ، بادکنک ، تابلو پرتره ، اسباب بازی
آلبوم عکس ، گوشی موبایل ، تجهیزات ورزشی ، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه ثبت نام کلاسهای چتربازی ، سبدی از گل های ابریشمیمتولد اردیبهشت
زمرد سبز ، گل زنبق دشتی ، کیف پول ، وسایل مذهبی ، دوربین شکاری ، آلبوم تمبر کتاب جیبی ، کتاب های رومیزی ، سبد پیک نیک ،روغن و وسایل حمام ،CDانواع نرم افزارهای کامپیوتر ، وسایل تزئینی سرخپوستیمتولد خرداد مروارید ، گل رز ، بادبادک ، کتاب آشپزی ، لوازم مانیکور ، یخدان ، صفحه دارت ، چمدان شکلات ، بلوز ابریشمی ، کتاب آموزش رانندگی ، بلیط مسابقات اسبدوانی ثبت نام کلاس ورزشهای رزمی
متولد تیر ماه یاقوت ، گل زبان در قفا (دلفینیوم) ، پیراهن ابریشمی ، تخته موج سواری ظروف کریستال ، جعبه جواهر ، شامپاین ، صدف دریایی تزئینی کتاب های خودآموز ، حیوانات خشک شده ، چتر مخصوص کنار دریا ، عینک آفتابی کتاب های عشقی ، تابلو نقاشی با منظره دریا
متولد مردادماه زبرجد ، گل سوسن ، خودکار طلا ، کارت بازی ، کتاب جُک لباس ، ابزار باغبانی ، نوارهای ویدیویی ورزشی ، دستگاه قهوه ساز ظروف چینی ، بازوبند تنیس ، دستگاه ضبط صوت ، جعبه سوغاتی
متولد شهریور یاقوت کبود ، گل مینا ، کتاب ، جدول ، ساعت رومیزی برنجی ، کامپیوتر پَر گردگیری ، گلدان ، ساعت مچی طلا ، موی شتر کُت ، پارچه رومیزی ، بالش های تزئینی (کوسن) ، چرخ خیاطی
متولد مهرماه عقیق ، گل همیشه بهار ، قاب پنجره ، بلیط باله ، کتاب و رمان های جدید رومیزی ابریشمی ، لباس زیر (زنانه) ، بلیط کنسرت عطر ، ستِ آبرنگ ، عطرپاش ، لباس ورزشی ، تُستِر ، قفس پرنده سیگار ، ماساژُر بدن ، لوازم نقاشی
متولد آبان ماه یاقوت زرد ، گل داوودی ، لوازم آرایش ، چوگان گلف بازی ماساژُر پا ، روغن های رایحه درمانی ، گیلاس های کریستالی بلیط سفرهای دریایی ، کتاب های ستاره شناسی ، ملحفه و روتختی ابریشمی عطر ، زیرپوش ها و لباسهای زیر ، بلیط پارک آبی
متولد آذر ماه فیروزه ، گل نرگس ، راکت تنیس ، اطلس یا کره زمین آکواریوم ، کتاب های هنری ، کتاب شعر کتاب راهنمای سفر ، لوازم چادر زدن ، گیره سر ، بلیط سینما مجله های دایره المعارفی ، بلیط پارک حیوانات وحشی
متولد دی ماه لعل ، گل میخک صدپر ، پرده دیوارکوب ، لوازم آشپزخانه مجسمه ، CD موسیقی ، ظروف سفالی و سرامیکی ، قاب عکس کفش راحتی ، لحاف ، خوراک پرنده ، جارختی ، تلویزیون ، بلیط نمایشگاه
متولد بهمن ماه یاقوت ارغوانی ، گل بنفشه ، الات موسیقی ، ستِ شطرنججدول کلمات متقاطع ، بخور خوشبو ، بلیط کنسرت موسیقی سنتی وسایل اسکی ، ثبت نام کلاسهای رقص ، ستِ بازی کروکت ، بلیط گالری های هنری
متولد اسفند زمرد کبود ، گل نسترن ، ستِ قهوه خوری کتاب های تاریخی ، لوازم حمام ، دستمال توری ، روتختی ابریشمی ست چای خوری نقره ، بلیط تئاتر ، شمع ، گل خشک ، کتاب های اسطوره ای
اسم شما چه رنگی است؟
اسم شما چه رنگی است؟روانشناسی شخصیتنوشته : آنا مک کارلینترجمه:امیر هادی تاج بخشآیا تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چرا انسانها همانند رنگها تغییر میکنند و این تغییرات تا چه اندازه شبیه یکدیگرند؟روانشناسان معتقدند که همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و تاثیر محیطی ما بیشتر تابعی از تاثیرات رنگهاست.بسیاری از این روانشناسان نیز بر این باورند که علاوه بر تاثیر پذیری از رنگها،برای نام هر فرد نیز رنگ مخصوصی وجود دارد که می تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.شما بیشتر با کدام رنگ آشنا هستید؟اکنون رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف را کنار یکدیگر قرار دهید و به نتیجه مطلوب برسید.
قرمز:1 ش،س،ج،الف
نارنجی:2 ت،ث،ک،ب
زرد:3 ی،ل،ص،ض
سبز:4 و،م،د،ژ
آبی:5 چ،ن،ط،ظ
نیلی:6 ح،خ،ف
بنفش:7 ع،پ،غ
صورتی:8 ز،ق،ه
طلایی:9 ر،ذ،گ
برای رسیدن به نتیجه مطلوب،ابتدا اسم و فامیل را کنار هم قرار می دهیم،مثلا مهین برازش،اکنون اعداد را کنار هم می گذاریم و با هم جمع می کنیم: 1+8+1+9+2+5+3+8+4=41 دوباره ارقام عدد 41 را جمع کنید:
1+4=5عدد 5 مربوط به رنگ آبی است که رابطه مستقیم با شخصیت مهین برازش دارد.
رنگ آبی:
به احتمال قوی دیگران شما را شخصیتی بدون تعارف و بدون تشریفات می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان بسیار جالب توجهید.عاشق آزادی هستید و برایتان این واژه مقدس و با ارزش است.بنابراین هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود.اگر این همه دنبال تنوع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و از اینکه در هر تجربه ای درسی بزرگ نهفته است ،زندگی را به نسبت دیگران بسیار لذتبخش می بینید،هر چند مشکلات آن زیاد باشد.روحیه سرکشتان باعث میشود کمتر در یک جا بند شوید و بتوانید با یک جا ماندن برای خود شهرتی بهم بزنید.شما در هر محیطی که قدم بگذارید،میتوانید صلح و آرامش را در آنجا برقرار کنید.اما گاهی که احساس منفی دارید،بسیار تنبل میشوید و دلتان نمی خواهد انرژی فراوانتان را در مسیری درست به مصرف برسانید.در چنین حالتی احتیاج به مکانی خلوت دارید تا تعادل روحی-روانی خود را دوباره به دست آورید.رنگ صورتی:
دارای قدرت جسمی بالایی هستید و به خاطر اراده ای که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.با مسئولیتها به راحتی کنار می آیید و میتوانید دیگران را در مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی قوی و عمیق هستید و برای رسیدن به اهدافتان عشق به همنوع در شما آنچنان زیاد است که تصور میکنید بجز خدمت به بشریت مسئولیت دیگری ندارید،اما در عین حال صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.در مقام یک رئیس میتوانید موفقیت های بزرگی به دست آورید.گاهی اوقات برای رسیدن به اهداف خود،حتی سلامتی خودتان را نیز فراموش میکنید.رنگ زرد:
بسیار تیزهوش،خوشبین و فعال هستید و هرگز در ابراز آنچه که می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،داشتن قوه ابتکار و مستعد بودن در تمامی زمینه ها،روابط عمومی خوبی دارید و همیشه دور و برتان پر از دوستان متنوع است.با وجودی که روحیه بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نمی کنید،مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.شاید تنها ایراد شما ،قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق میکند تا بتوانید مسیر زندگیتان را مشخص کنید.از طرف دیگر اگر نتوانید از انرژی خود در مسیر درستی استفاده کنید،در آخر خواهید دید که بیشتر اهدافی را که شروع کرده اید،ناتمام گذاشته اید.باید تمرکز خود را تقویت کرده و به مقصود برسید.رنگ قرمز:
گاه جاه طلب هستید وبرای رسیدن به اهداف خوداهمیتی نمی دهید که دیگران نیز فدا شوند.قرمز،رنگ نیروی زندگی،حیات و جسارت است.همیشه سعی میکنید که روی صحنه به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.با اینکه بسیار خونگرم هستید،به سادگی تحریک میشوید و ممکن است حتی در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای،اخمهایتان در هم برود و در لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده زیادتان در جهت مثبت استفاده کنید تا باعث افسردگی تان نشود.گاهی نیز به سرعت،صبر و حوصله خودتان را از دست میدهید و به دیگران زور می گویید.اما یادتان نرود که هر کسی روش بخصوصی برای پیشرفت در زندگی دارد و آنچه را که فکر میکنید برای شما مناسب است.شاید برای دیگران کاملا مضر باشد.رنگ نیلی:
زندگی شما به زندگی انسانهای عارف شباهت دارد و مردمی که با آنها سر و کار دارید،بیشتر نزد شما به گناهانشان اعتراف میکنند.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،میتوانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید.به غیر از روحیه و شخصیت نوع دوستی که دارید،از یک حس ششم بسیار قوی نیز برخوردارید که این خود باعث میشود به راحتی از مشکلات مردم باخبر شوید.بسیار سخاوتمند و با قدرت هستید.عاشق زندگی و خانواده هستید و تنها وقتی از خودتان راضی میشوید که بتوانید عشق و علاقه تان را به دیگران ببخشید.بسیار عادل هستید و با کمترین بی عدالتی در مورد دیگران آزرده خاطر میشوید.بیشتر دوستان برای طلب کمک به شما روی می آورند.رنگ بنفش:
عاشق کند و کاو و جستجو برای رسیدن به هر پدیده ای هستیدو شاید هم به این دلیل عشق به علوم نا آشنا در شما به حد کافی وجود دارد و همین مساله باعث میشود به رشته هایی نظیر یوگا و «تی ام» روی بیاورید.هیچ اتفاقی را به راحتی نمی پذیرید،مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کنید.اعتقاد دارید که به هر چه نیازمندید،در درون شما وجود دارد و در حل مشکلات سعی میکنید راه حل را در روح و درون خود بجویید.در رابطه با شرایط زندگیتان بسیار حساس هستید و در واقع ذهن شما می تواند مثل یک گیرنده فعالیت کند.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن با دیگران،یکی از مشکلات بزرگ شما به شمار میرود.رنگ طلایی:
هر چیزی فقط حد بالایش میتواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر ،رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که بندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود،ولی شیفته تان نشود.دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.کم اتفاق می افتد که افسرده شوید،زیرا به هر چیزی با خوشبینی زیاد نگاه میکنید.میتوانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران منتقل کنید.در هر فعالیت گروهی ،به راحتی مورد توجه قرار میگیرید و مثل یک جادوگر افسانه ای می توانید شرایط منفی را به بهترین موقعیت تبدیل کنید.رنگ سبز:
برایتان خیلی مهم است که برای خودتان برنامه روزانه تعیین کنید و نظم و انضباط برای شما اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدی نزد شما می آیند و شما عاشق کمک به آنها و حل مشکلاتشان هستید.تکامل شخصیت برایتان ارزش بسیار زیادی دارد و برای گسترده تر ساختن افق دانش خود،هرگز از آموختن باز نمی مانید.تغییر و تحول را بر نمی تابید و ترجیح می دهید روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.باید سعی کنید همزمان با زندگی و تازگی های آن حرکت کنید،احترام به آداب و رسوم گذشته بسیار با ارزش است،ولی با آنها زندگی کردن رکود ذهنی به دنبال خواهد داشت.رنگ نارنجی:
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب همه باشید.نشاطی که از خود نشان میدهید آرزوی قلبی خیلی هاست.اغلب تجربیات زندگیتان رنگ عاطفی دارد.شخصیتی بسیار جذاب و دوست داشتنی دارید و متاسفانه گاهی اوقات بیش از اندازه غلو میکنید و بین احساس و عقل در میمانید.سعی کنید کمتر تحت تاثیر دیگران قرار بگیرید.حتما نتیجه کار نباید رضایتبخش باشد.مکنونات قلبی خود را ابراز کنید و مطمئن باشید بر قلبها خواهید نشست.30 نظرقبلش یه مطلب جالب رو واستون بگم :
بو کردن هر روز صبح ، گل رز ، به افزایش هوش و IQ کمک زیادی می کند.
خب و امّا :
رز سرخ : عشق بی ریا ، زیبایی ، شجاعت ، احترام ، تبریک ، (( دوستت دارم )).
رز سفید : پاکی ، معصومیت ، راز ، سکوت ، فروتنی ، احترام ، (( عشق من ، به تو ، خالصانه است .))..
رز صورتی : قدردانی ، (( متشکرم )) ، وقار ، ستایش ، همدلی ، لطافت ، شادکامی ، (( باورم کن )) ، (( تو خیلی دوست داشتنی هستی.)) .
رز زرد : شادمانی ، رفاقت ، شوق ، حسادت ، آغاز دوباره ، (( فراموشم نکن )) ، (( معذرتمی خوام )).
رز بنفش : عشق در نگاه اوّل .
رز نارنجی : اشتیاق به سکس به طرف مقابل ، شیفتگی ، آرزو.
غنچه رز : نماد پاکی و زیبایی ، جوانی ، عشق نوپا.
یک شاخه گل رز سرخ : (( دوستت دارم )).
رز سفید عروس : عشقی مبارک و فرخنده.
رز قرمز سیر : سوگواری .
رز سیاه : مرگ.
ترکیبی از رز سفید و سرخ : اتحاد ، سازش .
رز کاملاً شکفته : (( من متعلق به تو هستم )) ، (( هنوز دوستت دارم )).
دسته گل رز : قدردانی.
دسته گل رز کوچک : (( من به یاد تو هستم همیشه )).من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من ،سهل و آسان می رسد
پس چرا،پس چـــــــــــــــــــــــرا عاشق نباشم؟!
تو هم با محبت سرابی،سرابـــــــــــــی
برای دل من عذابی ،عذابـــــــــــــــــــی
دلا چه کشیدی،همیشه دویدی
ولی به نهایت ،نبوده رهت
جز آن که شکستی ،کشیده ای آهی
چه بوده خدایا؟مگر گنهم؟!!شنیدم چون دل من ،دل تو بی قراره
تو هم در انتظاری که بر گردم دوباره
شنیدم هر کجایی به دردم آشنایی
نه از یاد تو رفتم،نه از یادم جدایی
شنیدم هر بهاری ،دلت همچون پرستو
به دنبال دل من کشیده پر به هر سو
بنفشه بازم آمد بیا بس کن جدایی
امید آخرینم دلم تنگه کجایی
شنیده ام عزیزمن که هر کجایی
تو همچو من به درد این دل آشنایی
بیا تا دنیایی بسازیم
از این شبها فردایی بسازیم
باز آآ تا دنیایی بسازیم
از این شبها فردایی بسازیم
شنیده ام عزیزمن که هر کجایی
تو همچو من به درد این دل آشنایی
شنیدم چون دل من ،دل تو بی قراره
تو هم در انتظاری که برگردم دوبارهای آشنای خوبم تا زودی برگرد
دیوونه تو رو دوریت دیوونه تر کرد
من ماندم و تو رفتی از راه آشنایی
ترسم پشیمان باشی و اما نیایی
من ماندم اینجا پیش این دل بستگی ها
تو رفتی اما با تمام خستگی ها
پژمردم اینجا من از درد تنهایی
بر لب رسد جانم با آنکه باز آیی
ای رفته از یاد تا قطب رسیدن
ای بهترین پرواز در حد پریدن
تنها تو درمانی بر درد دل منای صدای آسمانی ای مقدس
ای عروج راستی ای حیرت آور
اسم تو جاری چو عطر باغ گل
یاد تو از هر هوایی تازه تر
ای تو تعبیر تمام خوابها
پاکتری از ابرها و آبها
قبله گاه هر نیازو آرزو
آخرین مقصود راز جستجو
اسم تو شعر ستایش بر زبان حرف نوازش
سینه ام لبریز از تو ای کلام ترد خواهش
ای فسانه در صداقت ،در یقین
نام تو هر لحظه پر آوازه تر!!!!!!! .................با من بمون ای هم سفر
با من که از ره خسته ام
با جام لبریز نگاه
از هستی خود رسته ام
با من بمون ای هم زبون
تو این شب دلواپسی
با من که تنها مانده ام
در لحظه های بی کسی
ای یادگار از تو غرور زخمی ام
ای فارق از من
فارق از حالت نی امبر من رقیبم رو قسم دیدی
ولــــــــــــــــــــــی
شادم که می دانی و می دانم کی ام
شادم که سودایی ندارم
در سینه غوغایی ندارم
آیینه ام خو کرده با شب
چشمی به فردایی ندارمتنها ماندم
تنها با دلبر جا ماندم
چون آهی بر لبها ماندم
راز خود به کس نگفتم
مهرت را به دل نگفتم
با یادت شبی که خفتم
چون غنچه سحر شکفتم
دل من ز غمت فغان برآرد
دل تو ز دلم خبر ندارد
پس از این نخورم فریب چشمت
شرر نگهت اگر گذارد
وصلت را ز خدا خواهم
از تو لطفت و صفا خواهم
کز مهرت بنوازی جانم
عمر من به غمت شد طی
تو بی من
منو غم تا کی
دردی هست نبود درمانم
از تو و فاصله با تو
از تو و حضوری دلتنگ
تنها مونده بغضی سنگین
که تو سینه می زنه چنگ
این غم پنهونی من
تو ندونستی چه تلخه
این تو خود شکستن من
تو ندونستی چه سخته
کاشکی بودی تا ببینی
لحظه هام بی تو می میرن
واسه با تو نبودن
انتقام از من می گیرن
حالا هم صدا با یادت
شعر موندن و می خونم
میدونم که ناگزیری
اما منتظر می مونم
موندن من یه گریزه
تو هجوم نا امیدی
تا در این هجوم ساکت
یه حضور نا پلیدی
این غم پنهونی من
تو ندونستی چه تلخه
این تو خود شکستنمن
تو ندونستی چه سخته
(کاش می شد آهنگشم بنویسم!!!!!!!!!!!!)
و اما روشهاي خواستگاري :
روش كلاسيك :يبار يه جايي كه توي ديد طرف باشه و بتونه با دوتا شلنگ خودشو بهت برسونه ، يهو غش ميكني و ولو ميشي كف زمين ، بهد از چند دقيقه هذيون گفتن راجع به اين كه پسر اصغر قصاب اومده خواسگاريت اما تو نميخواي با اون شوهر كني ؛ مثلاً به ضرب آب قند به هوش مياي و وقتي چشمت به طرف ميفته يهو بغضت ميتركه و دِ گريه . وقتي خوب گريهها تو كردي و پا شدي كه بري ، طرف كلي اصرار ميكنه كه برسوندت ، اما از اون اصرار و از تو انكار ، خلاصه را ميفتي اما يجوري ميري كه مطمئن بشي طرف ميتونه تا خونتون تعقيبت كنه … تا اينجا تو كار خودتو كردي ، اما از انجا به بعدش ديگه با اوس كريمه .روش ياهو ميسنجري :اين روش ، اخيراً كاربرد زيادي پيدا كرده و عمدتاً هم بخاطر اينه كه لازم نيست مستقيم تو چشاي طرف نگاه كني و اين براي آماتورها كمك خيلي بزرگيه . از آيكونهاي گوگولي مگولي هم ميتوني براي رسوندن مفهوم استفاده كني . اما بديشم اينه كه بعضي وقتها توي چت يه سوء تفاهمهايي پيش مياد كه خر بيار و باقالي بار كن !!!نكته : اين روش فقط وقتي كاربرد داره كه مطلب بطور صريح ادا بشه اما بعلت اينكه هيچ موجودي اصولا انكاره نيست پس بهتره كه اصلا قيدشو زد!روش بچه خرخوني :همون داستان جزوه و اينا كه خودت واردي .نكته : متاسفانه از اونجائيكه مجموع دو متغيير زيبايي و خرخوني در مورد دختر جماعت ، هميشه يه مقدار ثابتيه ، بنابراين بهتره كه روي اين روش خيلي حساب نكني ! (طبق تجربه)روش خركي :جلوي يكي از اين لندكروز سياهها رو ميگيري ، يه چشمكش ميزني كه بدونه به خاطر بدبخت كردنش همه كار ميكني . و … !!!روش آرشيتكتوري :با اينكه طرفو خيلي دوست داري ، اما سعي ميكني باهاش جوري رفتار كني كه انگار بود و نبودش براي فرقي نداره ! بعضي وقتا براي سنجش ميزان علاقه طرف به خودت ، يه گمانهايي هم ميزني اما اصولا سعي ميكني كه نگاه منفيت به موضوع كاملاً حفظ بشه . از هر فرصت مقتضي كمال استفاده رو ميكني كه براي تمام اين كارا يه منت مختصري هم سر بيچاره بذاري ، يه " وقتي به خودت مياي كه ميبيني گيساي سرتم مثل دندونات سفيد شده !!!نكته : همانطور كه ديدين ، اين روش اصولا فاقد كاربرده و براي پرهيز از اون بهتره كه اصلاً آرشيتكت نشين يا اگر هم شدين حداقل از نوع اناثش نباشين !روش مذهبي خفن :چل شب جمعه جلوي در خونتون رو جارو ميكني و آجيل مشگل گشا پخش ميكني . تو اين مدت به هر چي امامزاده و صاحب كرامات هست متوسل ميشي و يكي يه فقل گنده هم ميزني به ضريح و نذر ميكني كه اگر حاجت روا شدي هر شب صد تا شمع تو سقا خونه آس مم تقي روشن كني … ايشالا كه حاجتتو ميگيري.نكته : خواهر ، التماس دعا !روش از ما بهترون :لازم نيست كاري بكني فقط انتخاب كن !!!!!!!!!!نكته : فقط موظب باش يهو از خواب نپري !!!!روش بچه مثبت :طرف رو به يه كافي شاپ دعوت ميكني و اونجا خيلي معقول و منطقي مساله رو بهش ميگي . اونم احتمالا يه فرصتي ميخواد كه فكر كنه و بعدشم ايشالا كه بعله رو ميگه .نكته : تا حلا چيزي خنده دارتر از اين ، ننوشته بودم !روش بچه مدرسهاي :طرف رو همش تو راه مدرسه ميبيني.(البته اونم تو رو) تو ميخندي و اون چشمك ميزنه . همش تا در خونتون ردت ميادو تو هم هر چند وقت يبار يه نيگا عقب ميكني ببيني هنوز داره ردت مياد ؛ كه اگه عقب افتاده يكم يواشتر بري ! بلاخره بعد مدتي اون شماره تلفن ميده و تو هم براي اينكه كلاس بذاري بعد دو روز كه طرفو پا تلفن كاشتي بش زنگ ميزني و بهد از مدتي با هم قرار ميزاريد! (البته در مكانهاي عمومي ، و از دور) هي پيغوم و پسغوم ميكنيد و براي مناسبتهاي مختلف برا هم گل و كادو ميخرين و بلاخره آخر عاقبت كار معلوم نيست ! خوش باشيد !!!!!نكته : كلاً روش پرخرجيه ! همچنين مواظب باشيد كه بچه محلاي فوضول نداشته باشيد كه وقتي طرف رد شماست بگيرن سير كتكش كنن يا اينكه طرف قوه تشخيص پايين باشه و هي با خواهر شما اشتباهي صحبت كنه ! (البته در طي تاريخ افرادي ديده شدن كه حتي با مادر شما هم صحبت كنن ، منظور بهره هوشي اين افراد است !!!!!!!)روش عرفاني :ميري لب چشمه كه آب بياري از قضا ميبيني اونم اونجاس . يجوري كه انگار حواست نيست پات ميخوره به كوزه طرف و كوزه خورد و خاكشير ميشه . بعدش لپات گل ميندازه و با عجله كوزتو پر ميكني و ميري . انجاس كه طرف با خودش فكر ميكنه :اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشكست ليلي ؟خلاصه ، خيالت تخت باشه كه كارت درسته !!!!نكته : اين روش در طي تاريخ ، امتحانشو بخوبي پس داده و بنابراين بسياري از كارشناسان صاحبنظر معتقدن كه بحران امروز ازدواج در اثر لوله كشي شدن آب بوجود اومده !!!!!!!!!!. روش بچه فاميلي :طرف فاميلتونه ! همش به هر بهونه اي كه شده خونه طرف تلپ ميشي ! با مامانش يه جوري گرم ميگيري و جلوش خود شيريني ميكني كه بت بگه ماشاا… عروس گلم !!! تو هم مثلا يهو كه انگار ناراحت ميشي ، سرخ ميشي و روتو اونور ميكني. همش طرف تا مياد از در رد بشه باهم شاخ تو شاخ ميشين البته اينكار هر جايي ممكنه اتفاق بيفته تو راهرو تو آشپزخونه تو …! بلاخره يكدوم با خنده كنار ميكشينو راهرو باز ميكنيد و بلاخره همش يا اون خونه تون تلپ يا تو خونشون و الي آخر …نكته : البته اين روش موقعي كاربرد داره كه طرف هم تورو بخواد و گرنه صد سال سياه همو نميبينيد تازه مشكل ازدواج فاميلي هم نداشته باشيد ؛ اما ناميد نشين !!!!!!!!1. روش لوس گيري :يبار يه سوسك ميبيني و بنا ميذاري به جيغ ! آي جيغ نكش كي بكش ! همچون از اون كف پات صداتو در مياري بيرون . طرف هم كه وضعو اينجوري ميبينه ، به هر قيمتي كه شده سوسك بدبختو به ديار باقي ميفرسته . حالا تو همچين تحويلش ميگيري كه انگار شير شكار كرده ! و بعدشم مثلاً از ترس سوسك يه مدتي خودتو ميچشبوني بهش و ازش جدا نميشي . اگه كارا تا انجا خوب پيش بره ، مابقيش تضمين شدس ! (عنكبوتم بد نيست)نكته : فقط مواظب باشيد اون آقا پسر خودش از سوسك نترسه !!! (بسيار مهم). روش شهرستاني :يه بار با چشم گريون و صداي لرزون ، طوري كه طرف بشنفه ؛ براي دوستت درد دل ميكني كه چطوري وقتي ميومدي يه پسره چشم ناپاك تورو ديد زده و بهت متلك پرونده و بعدش هقي ميزني زير گريه . اينجاس كه ديگه رگ گِيرت طرف باد ميكنه و حساب يارو با كرام الكاتبينه !نكته : اگه كار به خون و خونريزي نكشه ميتوني روي موفقيت حساب كني اما اصولا زندگي با اين آدم توصيه نميشود .. روش كتابخونهاي :ميري كتابخونه و يه كتاب تست گنده كه صفه سفيد زياد داره ميگري و توش يه تيكه شعر باحال مينويسي و زيرش هم مينويسي «آحوي آشِغ سَهرا» يا يه چيزي تو اين مايهها ! بعد هم يهجوري كه طرف بفهمه اون كتابو پس ميبري. بعد اون كتابو ميگيره و اون يه چيزي مينويسه و همين جور ادامه پيدا ميكنه و همو تو كتابخونه ميبينيد و بلاخره ايشالا عاقبت بخير بشين .نكته : اين روش اشكالات زيادي داره. يكيش اينكه بعد از مدتي مسئول كتابخونه به شما گير ميده نتنها براي سياه كردن كتاب بلكه براي تعدد تو گرفتن اون كتابو و… تازه نتنها طرف مطالب شمارو ميخونه بلكه خيل عظيمي از علاقمندان به كتاب نيز احتمالا مطالب شمارو ميخونند !! (اين روش اصلا به درد پچه درسخونا نميخوره چون تو اين روش اصلا يه صفه كتاب هم نميخونيد!). روش آماتوري :خيلي كم حرف ميزني ، زياد عرق ميكني ، چشماتو به چشماش خيره ميكني ، بعد يه دفعه روتو اونور ميكني كه فكر نكنه به چشماش خيره شدي ! (اونم همين كارو ميكنه احتمالاً) با هم ميرين فيلم مريم مقدس توي سالن 1 عصر جديد ، تمام طول فيلم دستاتون تو دست همه و تنها چيزي كه نميبينين فيلمه ، ايميل ميزنين ، تلفن ميزنين ، چت ميكنين ، بيرون ميرين ، دو سه ماه همين جوري ميگذره ، تا اينكه يه روز توي سفره خونه ميدون فردوسي ميگي ميدوني چيه؟ طرف هم ميگه آره بابا ميدونم چيه. تو هم قشنگترين لبخند دنيا رو ميزني و ميگي جدي ميگي ؟ بعد اونم بهت ميگه آره جدي ميگم. ميدونم كه ديگه از دست من خسته شدي. باشه ميرم پي كارم. براي هميشه. تو هم همينجوري نيگاش ميكني و بازم نميتوني چيزي بگي. بميرم برات الهي. اما تقصير خودته .نكته : چه پايان غم انگيزي ! آه !!!!
در پايان ازت مچكرم و اميدوارم كه فرد مورد نظر خوتو پيدا كني و كلاه سرت نره !